پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

کی بود اینکه مدت فرقت یار بگذرد

صبح وصال دم زنداین شب تار بگذرد

موسم گل رسید و ما سر ز ملال زیر پر

آه اگر چنین بود حال و بهار بگذرد

شد دم مرگ و دردلم حسرت رویت آه اگر

بر سر من نیائی و کار ز کار بگذرد

رفتیم از کنار و شد وقت کز این دو چشم تر

دمبدمم دوجوی خون از دو کنار بگذرد

بلبل خسته را بگو باد خزان چو در رسد

عشوه گل بسر رود زحمت خار بگذرد

چون فن عشق کودگر یک فن و نگذرد اگر

عمر بکسب این هنر پس بچه کار بگذرد

حادثه زمانه را نیست تمیز نیک و بد

برق بلا بیک روش بر گل و خار بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶از باد زلف تو چو شکن درشکن شود
  2. شمارهٔ ۱۷۷دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد
  3. شمارهٔ ۱۷۸زآن مبتلای هجرت عشرت طلب نباشد
  4. شمارهٔ ۱۷۹نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود
  5. شمارهٔ ۱۸۰خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود
  6. شمارهٔ ۱۸۱صفای حسن بدیدن نمیشود آخر
  7. شمارهٔ ۱۸۲شود دگر گم دلم در کوی محنت خانه‌ای کمتر
  8. شمارهٔ ۱۸۳جهان را سیل اشکم گر برد ویرانه‌ای کمتر
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.