پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

زحی لیلی از ناز بیرون نیاید

ورآید بسر وقت مجنون نیاید

نگهداری کس ز گردون نیاید

که ضبط می از جام وارون نیاید

گرفتم نگریم ز جور تو اما

نه زخمیست زخمم کز و خون نیاید

کسیرا که عشق تو دیوانه سازد

علاجش ز عقل فلاطون نیاید

بت ماست لیلی نژادی که هرگز

بپرسیدن حال مجنون نیاید

شبی بی‌تو ممکن نباشد که شهری

ز سیل سرشگم بهامون نیاید

ترا دارم از چرخ یاری چه جویم

که آنچه از تو آید ز گردون نیاید

چه نسبت بهم فیض عشق و خرد را

که کار می ناب ز افیون نیاید

چنان شد حصاری هم آتش که آهم

که بیرون شراری ز کانون نیاید

چه سودم ز وصلت که از سرکشیها

در آغوشم آن‌قد موزون نیاید

چسان مفلس عشق کام از تو گیرد

که این کار از گنج قارون نیاید

ز کوی تو چون طایر تیر خورده

که آید که غلطیده در خون نیاید

نشد از جفای تو مشتاق یکشب

بکویت رود شاد و محزون نیاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴گردم بسر کویت دیوانه چنین باید
  2. شمارهٔ ۱۶۵به رخ صد پرده آن پیدا و پنهان در نظر دارد
  3. شمارهٔ ۱۶۶باز چه شد که با من او هیچ سخن نمی‌کند
  4. شمارهٔ ۱۶۷گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد به یاد
  5. شمارهٔ ۱۶۸دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
  6. شمارهٔ ۱۶۹دلم جای غم جانانه کردند
  7. شمارهٔ ۱۷۰مگو عشاق را وقتی دلی بود
  8. شمارهٔ ۱۷۱سرودم را به جرگ بلبلان رنگ دگر باشد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.