پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

باز چه شد که با من او هیچ سخن نمی‌کند

ور گله ازو کنم گوش به من نمی‌کند

رسم قدیم باشد این هرکه گرفت یار نو

یاد دگر ز صحبت یار کهن نمی‌کند

بی‌تو ز بس فتاده‌ام از نظر جهانیان

آینه گر شوم کسی روی به من نمی‌کند

کس نکند جز آشنا فهم زبان آشنا

از چه به من نگاه او هیچ سخن نمی‌کند

در ره لشکر غمت کیستم آنکه خانه‌ام

بسکه خراب شد در او جغد وطن نمی‌کند

زآنچه ز محنت وطن می‌کشم آگه ار شود

مرغ اسیر در قفس یاد چمن نمی‌کند

مژده وصل او اگر در ته خاک بشنود

روز جزا کسی برون سر ز کفن نمی‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
  2. شمارهٔ ۱۶۹دلم جای غم جانانه کردند
  3. شمارهٔ ۱۷۰مگو عشاق را وقتی دلی بود
  4. شمارهٔ ۱۷۱سرودم را به جرگ بلبلان رنگ دگر باشد
  5. شمارهٔ ۱۷۲چون ساغر می بدست گیرد
  6. شمارهٔ ۱۷۳عید آمد و کار خوش نباشد
  7. شمارهٔ ۱۷۴کی بود اینکه مدت فرقت یار بگذرد
  8. شمارهٔ ۱۷۵در طلبت ساز و برک راه ندارد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.