پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

به رخ صد پرده آن پیدا و پنهان در نظر دارد

ولی چون غنچه در هر پرده‌ای رویی دگر دارد

برنجم گر رها سازد چو مرغ بسمل از دستم

که اندازد به خاکم بهر آن کز خاک بردارد

به خود پیچان گر از تاب میانی گشته‌ای دانی

رگ جانم چه پیچ و تاب از آن موی‌کمر دارد

به زاری روز و شب نالم به امیدی کز احوالم

شوی آگاه اما ناله‌ام کی این اثر دارد

درین دریا که کشتی را معلم نیست در طوفان

چه روا زورقم از سیلی موج خطر دارد

گر از رنج گرفتاری نیم نالان عجب نبود

شکایت از قفس کی طایر پی بال و پر دارد

چو خارم ریخت ذوق کاوش مژگان او در دل

که در رگ باز خونم کاوکاو نیشتر دارد

نسیم صبحگاهی برد آرامم نمی‌دانم

چه پیغام از تو دیگر قاصد باد سحر دارد

تواند کرد تا صبح قیامت خواب آسایش

شب از کوی تو هر عاشق که خشتی زیر سر دارد

به کوی عشق اگر مشتاق خون گرید مکن منعش

که از شاخ گلی صد خار حسرت در جگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد به یاد
  2. شمارهٔ ۱۶۸دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
  3. شمارهٔ ۱۶۹دلم جای غم جانانه کردند
  4. شمارهٔ ۱۷۰مگو عشاق را وقتی دلی بود
  5. شمارهٔ ۱۷۱سرودم را به جرگ بلبلان رنگ دگر باشد
  6. شمارهٔ ۱۷۲چون ساغر می بدست گیرد
  7. شمارهٔ ۱۷۳عید آمد و کار خوش نباشد
  8. شمارهٔ ۱۷۴کی بود اینکه مدت فرقت یار بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.