پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

خوش آن گروه که در بر رخِ جهان بستند

ز کاینات بریدند و در تو پیوستند

از آن صنم خبر آن زاهدان کجا دارند

که خرقه پاره نکردند و سبحه نگسستند

به راز عشق کجا پی برند اهل خرد

مگر کنند فراموش آنچه دانستند

مخور به مرگ شهیدان کوی عشق افسوس

که دوستان حقیقی به دوست پیوستند

ز ساکنان خرابات پرس راز دو کون

نه زآن گروه که از بادهٔ ریا مستند

هزار گنج گهرریز هر قدم دارند

چه شد که راهروان فنا تهی‌دستند

بس این فراغت از خودگذشتگان رهت

که از جهان و در و هرچه هست وارستند

خوش آن کسان که نوازند زیردستان را

به شکر آنکه قوی‌پنجه و زبردستند

مجو تلافی بیداد از بتان کاین قوم

نمک زنند بر آن دل که از جفا خستند

جماعتی که کنند از ستم فغان مشتاق

نه عاشقند که تهمت به خویشتن بستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵به رخ صد پرده آن پیدا و پنهان در نظر دارد
  2. شمارهٔ ۱۶۶باز چه شد که با من او هیچ سخن نمی‌کند
  3. شمارهٔ ۱۶۷گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد به یاد
  4. شمارهٔ ۱۶۸دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
  5. شمارهٔ ۱۶۹دلم جای غم جانانه کردند
  6. شمارهٔ ۱۷۰مگو عشاق را وقتی دلی بود
  7. شمارهٔ ۱۷۱سرودم را به جرگ بلبلان رنگ دگر باشد
  8. شمارهٔ ۱۷۲چون ساغر می بدست گیرد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.