پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

گرنه ز بیوفایی گل یاد میکند

بلبل بباغ بهر چه فریاد میکند

ما را ز ما خرید و ملولیم ما که او

هر بنده که میخرد آزاد می‌کند

آنم به بی‌ستون محبت که ناخنم

در دست کار تیشه فرهاد میکند

روزی به دام افتد و از دیده‌اش رود

خونی که صید در دل صیاد میکند

رشگم بخون کشید دگر آن شه بتان

قتل که را اشاره بجلاد می‌کند

بیجرم چشم ساغر می نیست پر ز خون

این بس گناه او که دلی شاد میکند

باشد برنده‌تر دم صبح اجل ز تیغ

شمع سحر عبث گله از باد میکند

مشتاق در غمت نه کنون طالب فناست

عمریست در هلاک خود امداد میکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲زحی لیلی از ناز بیرون نیاید
  2. شمارهٔ ۱۶۳خوش آن گروه که در بر رخِ جهان بستند
  3. شمارهٔ ۱۶۴گردم بسر کویت دیوانه چنین باید
  4. شمارهٔ ۱۶۵به رخ صد پرده آن پیدا و پنهان در نظر دارد
  5. شمارهٔ ۱۶۶باز چه شد که با من او هیچ سخن نمی‌کند
  6. شمارهٔ ۱۶۷گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد به یاد
  7. شمارهٔ ۱۶۸دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
  8. شمارهٔ ۱۶۹دلم جای غم جانانه کردند
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.