پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

من و پاس تیر جفای او که مباد بر جگری رسد

که ز غیرتم کشد آن ستم که ز دوست بر دگری رسد

طلبی نگین وصال او به کف اینقدر ز چه مدعی

گهری چنین نه سزا بود که به چون تو بدگهری رسد

همه بلبلان و سرود خوش من و ناله‌ای که درین چمن

ز سرایتش دو سه قطره‌ای ز دلی به چشم تری رسد

بنشان ز بوسه آتش دل تشنه‌کام وصال خود

چه زیان دجله ز قطره‌ای که به آتشین‌جگری رسد

نکنم طلب ز جحیم هم که تری ز چشم ترم برد

که عیان بود چه به قلزمی ز حرارت شرری رسد

ز تو شهره‌ام چه به شهر و کوچه نهان کنم غمت از عدو

به کسی که شق شده پرده‌اش چه ضرر ز پرده‌دری رسد

تو که باغ پرگل و میوه‌ای چه تمتع از تو که هیچگه

نه به بلبلان ز تو نکهتی نه به باغبان ثمری رسد

شده روزگار من این چنین ز غمت سیاه و نیم غمین

نرسد ز دور فلک شبی که نه از پیش سحری رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷به جز میی که لب لعل یار من دارد
  2. شمارهٔ ۱۴۸چه شود که اهل جهان به کسی ز تف غم او شرری نرسد
  3. شمارهٔ ۱۴۹یارم به کنار امشب آمد
  4. شمارهٔ ۱۵۰چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود
  5. شمارهٔ ۱۵۱کسان مشغول کار خویش و من مشغول یار خود
  6. شمارهٔ ۱۵۲قاصدی باز آمد و حرفی ز جائی می‌زند
  7. شمارهٔ ۱۵۳بدی از نیک بر نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۱۵۴دیدی آخر آنچه با من طالع ناساز کرد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.