پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

به جز میی که لب لعل یار من دارد

کدام باده علاج خمار من دارد

به من چه لطف بت میگسار من دارد

که مست خفته و سر در کنار من دارد

روا مدار به خود ناامیدیم که ز تو

امیدها دل امیدوار من دارد

به هیچ آبله خاری ندارد آن کاوش

که غمزه تو به جان فکار من دارد

کدام صید فکن راست در کمان تیری

که ابروی بت عاشق شکار من دارد

به سرو و گل زده صد طعنه این چه زیبایی‌ست

که یار سروقد گلعذار من دارد

ننالم از ستم او که بیشتر کشدم

ز یاری‌ای که به اغیار یار من دارد

به پیک یار چه حاجت کزو دهد خبرم

تپیدنی که دل بی‌قرار من دارد

نبرده هر که غمت خواب او چه آگاهی

ز حال دیده شب‌زنده‌دار من دارد

رود به باغ و نبیند به لاله مشتاق

که آن نشان دل داغدار من دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹یارم به کنار امشب آمد
  2. شمارهٔ ۱۵۰چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود
  3. شمارهٔ ۱۵۱کسان مشغول کار خویش و من مشغول یار خود
  4. شمارهٔ ۱۵۲قاصدی باز آمد و حرفی ز جائی می‌زند
  5. شمارهٔ ۱۵۳بدی از نیک بر نمی‌آید
  6. شمارهٔ ۱۵۴دیدی آخر آنچه با من طالع ناساز کرد
  7. شمارهٔ ۱۵۵تا کوی تو بی‌رهبری و راهبری چند
  8. شمارهٔ ۱۵۶خوبان سزد که پنجه بخونم فرو کنند
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.