پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود

در دستم ازین باغچه سیب ذقنی بود

بودم به گلی خوش دل و چون مرغ اسیرم

نه حسرت باغی نه هوای چمنی بود

میگشت دلم شب همه شب گرد چراغی

سرگشته نه پروانه هر انجمنی بود

آگاه نبودم ز شب تیره عشاق

در گوش دلم قصه هجران سخنی بود

کی داشت دلم حسرت یکبوسه که چون خال

این گوشه‌نشین ساکن کنج دهنی بود

نی‌نی غلطم این همه مشتاق فسانه است

کی دامن وصلی بکف همچو منی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵من و پاس تیر جفای او که مباد بر جگری رسد
  2. شمارهٔ ۱۴۶منم آنکه هر نفسم به دل ستمی ز عشوه‌گری رسد
  3. شمارهٔ ۱۴۷به جز میی که لب لعل یار من دارد
  4. شمارهٔ ۱۴۸چه شود که اهل جهان به کسی ز تف غم او شرری نرسد
  5. شمارهٔ ۱۴۹یارم به کنار امشب آمد
  6. شمارهٔ ۱۵۰چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود
  7. شمارهٔ ۱۵۱کسان مشغول کار خویش و من مشغول یار خود
  8. شمارهٔ ۱۵۲قاصدی باز آمد و حرفی ز جائی می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.