پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد

طالع بحکم و بخت به فرمان شود نشد

یا آنکه ترک او بجفا دل کند نکرد

یا آنکه اوز کرده پشیمان شود نشد

با جان ز دام کفر خط او رهد نرست

یا آن فرنگ‌زاده مسلمان شود نشد

یا همچو شمع آتش هجرت کشد نکشت

یا گلخن فراق گلستان شود نشد

یا ذوق شهد وصل تو از دل رود نرفت

یا عادتم بتلخی هجران شود نشد

با خود بکوی وصل تو دل ره برد نبرد

یا جذبه تو سلسله جنبان شود نشد

مشتاق یا به راه غمت جان دهد نداد

یا مشکل فراق تو آسان شود نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴خوش آنکه شمع خلوتم آن سروناز بود
  2. شمارهٔ ۱۴۵من و پاس تیر جفای او که مباد بر جگری رسد
  3. شمارهٔ ۱۴۶منم آنکه هر نفسم به دل ستمی ز عشوه‌گری رسد
  4. شمارهٔ ۱۴۷به جز میی که لب لعل یار من دارد
  5. شمارهٔ ۱۴۸چه شود که اهل جهان به کسی ز تف غم او شرری نرسد
  6. شمارهٔ ۱۴۹یارم به کنار امشب آمد
  7. شمارهٔ ۱۵۰چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود
  8. شمارهٔ ۱۵۱کسان مشغول کار خویش و من مشغول یار خود
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.