پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

شام شد زلف سیاه تو به یادم آمد

گشت طالع مه و ماه تو به یادم آمد

دوش در بادیه رم کرده غزالی می‌گشت

گردش چشم سیاه تو به یادم آمد

بر سر شاخ کله گوشه گل باد شکست

شکن طرف کلاه تو به یادم آمد

خنجر غرقه به خون در کف مستی دیدم

تیغ خون‌ریز نگاه تو به یادم آمد

به خسی آتشی از جلوه برقی افتاد

حال خود بر سر راه تو به یادم آمد

تیری آمد به هدف تند ز شستی مشتاق

سرعت ناوک آه تو به یادم آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود
  2. شمارهٔ ۱۴۴خوش آنکه شمع خلوتم آن سروناز بود
  3. شمارهٔ ۱۴۵من و پاس تیر جفای او که مباد بر جگری رسد
  4. شمارهٔ ۱۴۶منم آنکه هر نفسم به دل ستمی ز عشوه‌گری رسد
  5. شمارهٔ ۱۴۷به جز میی که لب لعل یار من دارد
  6. شمارهٔ ۱۴۸چه شود که اهل جهان به کسی ز تف غم او شرری نرسد
  7. شمارهٔ ۱۴۹یارم به کنار امشب آمد
  8. شمارهٔ ۱۵۰چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.