پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

صد چشمم و رخسار تو دیدن نگذارند

صد گوشم و حرف تو شنیدن نگذارند

از گلشن وصل تو چه حاصل که شکفته است

درهم گلت از خوبی و چیدن نگذارند

زیر فلکم گو نگشایند پروبال

چون زین قفس تنگ پریدن نگذارند

از رستن تخمی که برش نیست چه حاصل

گوهر گرم از خاک دمیدن نگذارند

خون شد جگر تشنه ز حسرت نگرم چند

شادابی لعلی که مکیدن نگذارند

دل تنگم و آورد صبا بوی تو فریاد

چون غنچه گرم جامه درین نگذارند

مشتاق چه کیفیتم از باده در آن بزم

زان جام لبالب که چشیدن نگذارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد
  2. شمارهٔ ۱۴۳خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود
  3. شمارهٔ ۱۴۴خوش آنکه شمع خلوتم آن سروناز بود
  4. شمارهٔ ۱۴۵من و پاس تیر جفای او که مباد بر جگری رسد
  5. شمارهٔ ۱۴۶منم آنکه هر نفسم به دل ستمی ز عشوه‌گری رسد
  6. شمارهٔ ۱۴۷به جز میی که لب لعل یار من دارد
  7. شمارهٔ ۱۴۸چه شود که اهل جهان به کسی ز تف غم او شرری نرسد
  8. شمارهٔ ۱۴۹یارم به کنار امشب آمد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.