پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

بوسه‌ای دوش ز لعل تو براتم دادند

مرده بودم ز غمت آب حیاتم دادند

کام تلخی‌ست که بردم ز غمش در ته خاک

ثمری کآخر از آن شاخ نباتم دادند

تشنه در بادیه عشق به خون غلتیدم

چه شد از دیده تر شط فراتم دادند

پای‌بست توام از تن نکنم شکوه چه سود

گیرم از این قفس تنگ نجاتم دادند

برنخیزم شوم ار خاک نظر کن به رهت

چه‌قدر صبر و چه مقدار ثباتم دادند

در سواد خط مشکین لب او پنهان داشت

چون خضر آنچه نشان در ظلماتم دادند

مفلس عشق ترا جز تو نباید چه کنم

نقد کونین گرفتم به زکاتم دادند

رهبرم گشت ز هر رنگ به بی‌رنگی ذات

نشئه گرمی صدرنگ صفاتم دادند

خاک شو خاک که من بر سر آن کو مشتاق

چون شدم پست علو درجاتم دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹مژده ای دل که شب فرقت یار آخر شد
  2. شمارهٔ ۱۴۰صد چشمم و رخسار تو دیدن نگذارند
  3. شمارهٔ ۱۴۱شام شد زلف سیاه تو به یادم آمد
  4. شمارهٔ ۱۴۲گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد
  5. شمارهٔ ۱۴۳خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود
  6. شمارهٔ ۱۴۴خوش آنکه شمع خلوتم آن سروناز بود
  7. شمارهٔ ۱۴۵من و پاس تیر جفای او که مباد بر جگری رسد
  8. شمارهٔ ۱۴۶منم آنکه هر نفسم به دل ستمی ز عشوه‌گری رسد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.