پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

یار یار امروز یاری نیست یاران را چه شد

کس بکس مهری ندارد دوستداران را چه شد

دجله‌ها خشکید و از دریا بخاری برنخاست

کشت عالم زرد گشت ابر بهاران را چه شد

هیچ کس زین دوستان ظاهری نبود که نیست

دوستی دشمن بباطن دوستداران را چه شد

کس نمیآرد بجولان رخش در میدان عشق

مانده است این عرصه خالی شهسواران را چه شد

رسم مهر و شیوه یاری نمیداند کسی

مهرورزانرا چه حال افتاد یاران را چه شد

گیرد ابری گر هوا هر قطره او کار برق

میکند در کشت عالم فیض باران را چه شد

بسته درگاه امید و نشنود گوش کسی

زان صدای حلقه امیدواران را چه شد

خالیست از سروگل سرتاسر گلزار حسن

سروقدانرا چه گشت و گل‌عذاران را چه شد

از نواسنجان تهی این باغ و از شاخی به گوش

ناله مرغی نمی‌آید هزاران را چه شد

دانه‌‌ها بس تشنه‌لب آتش بجان در زیر خاک

از برای قطره‌ای ابر بهاران را چه شد

ذره نور محبت در دل مشتاق نیست

در زمین سینه تخم مهرکاران را چه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳مرا بخت سبز از فلک دوش بود
  2. شمارهٔ ۱۳۴خدات خواهی اگر از بلا نگه دارد
  3. شمارهٔ ۱۳۵روزی که مرغ وحشی دل با تو رام بود
  4. شمارهٔ ۱۳۶نه هر مهی روش مهرگستری داند
  5. شمارهٔ ۱۳۷بوسه‌ای دوش ز لعل تو براتم دادند
  6. شمارهٔ ۱۳۸دل چرا چون شمع جز آه سربارش نباشد
  7. شمارهٔ ۱۳۹مژده ای دل که شب فرقت یار آخر شد
  8. شمارهٔ ۱۴۰صد چشمم و رخسار تو دیدن نگذارند
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.