پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید

بجای خویش اگر سنگست اگر گوهر بکار آید

چه حاصل گر برون آید ز صد گرداب آن کشتی

که در گل می‌نشیند از میان تا برکنار آید

بود کشت محبت را چه خاک تلخ حیرانم

که گر کارند آنجا نیشکر حنظل ببار آید

من آن مرغم که سر در زیربال و پرزدل گیری

برون نارم رود گر صد خزان و صد بهار آید

ز شوق ناوکش خون شد دلم ای بخت امدادی

که ترکش بسته بهر صیدم آن عاشق شکار آید

فغان از شوقت ای گل کز تن آید گر برون جانم

محالست اینکه از جانم برون این خارخار آید

خطت گر سر زد و شور من افزون شد عجب نبود

شود دیوانه‌تر دیوانه چون فصل بهار آید

کند گر باده با این سرگرانی در قدح ساقی

به لب مشتاق جانم دانم از رنج خمار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱سر کوی اوست جایی که صبا گذر ندارد
  2. شمارهٔ ۱۲۲نشاط‌انگیز آفاق است اگر صاحبدمی خندد
  3. شمارهٔ ۱۲۳رَستنش از دامت احتمال ندارد
  4. شمارهٔ ۱۲۴دولت فقر آفت زوال ندارد
  5. شمارهٔ ۱۲۵خوانم او را دعا همین باشد
  6. شمارهٔ ۱۲۶از آن غم را دل ما خانه باشد
  7. شمارهٔ ۱۲۷نیم غمین که به گردون مرا فغان نرسد
  8. شمارهٔ ۱۲۸کسیکه دور شدت چون ز آستان میرد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.