پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

سازوبرگ طرب از ساغر و مینا نشود

شاهدی تا نبود عیش مهیا نشود

بی‌تو از سیل سرشکی که به مژگان دارم

نیست در عهد من آنشهر که صحرا نشود

بسکه از جوش دلم اشگ بخود مینالد

نیست در چشم من آنقطره که دریا نشود

دل روشن رسدش از در و دیوار شکست

صرفه سنگ در آنست که مینا نشود

منکه در خون کشدم ناخن بیمت چون تیغ

به که از رشته کارم گرهی وا نشود

از من گم شده جوئی چه نشان در ره عشق

هرکه گم گشت درین بادیه پیدا نشود

مگذر از خاک در پیر خرابات کجاست

کشد آن کور که این سرمه و بینا نشود

عزم رفتن نکنم هرگز از آنکو مشتاق

که مرا پاس وفا سلسله پا نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶می دو چشم تو ندانم ز چه پیمانه زدند
  2. شمارهٔ ۱۱۷ناله به کوی او دلم بهر چه بس نمی‌کند
  3. شمارهٔ ۱۱۸به لب صدبار جانم در رهش گر ز انتظار آید
  4. شمارهٔ ۱۱۹عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید
  5. شمارهٔ ۱۲۰گر همین خون مرا یار خورد نوشش باد
  6. شمارهٔ ۱۲۱سر کوی اوست جایی که صبا گذر ندارد
  7. شمارهٔ ۱۲۲نشاط‌انگیز آفاق است اگر صاحبدمی خندد
  8. شمارهٔ ۱۲۳رَستنش از دامت احتمال ندارد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.