پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

نه ز آب و گلت ای نخل جوان ساخته‌اند

که سراپای تو از روح روان ساخته‌اند

بر لب چشمه چشمم به تفرج به نشین

کآب این چشمه برای تو روان ساخته‌اند

من کجا صبر کجا بی‌تو که درد و غم هجر

دل و جانم تهی از تاب و توان ساخته‌اند

پیرم وز این طلبم وصل جوانان کین قوم

داده یک بوسه و صد پیر جوان ساخته‌اند

غمزه‌ات رهزن خلقست چه طفلی که ترا

آفت جان دل پیر و جوان ساخته‌اند

بگذر از کعبه و بتخانه که در وادی عشق

این دو را سنگ ره راهروان ساخته‌اند

من و میخانه که صدمرتبه اهلش مشتاق

گشته‌ام پیر و بجامیم جوان ساخته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴سازوبرگ طرب از ساغر و مینا نشود
  2. شمارهٔ ۱۱۵گفتی او راست وفاپیشه بلی گر می‌بود
  3. شمارهٔ ۱۱۶می دو چشم تو ندانم ز چه پیمانه زدند
  4. شمارهٔ ۱۱۷ناله به کوی او دلم بهر چه بس نمی‌کند
  5. شمارهٔ ۱۱۸به لب صدبار جانم در رهش گر ز انتظار آید
  6. شمارهٔ ۱۱۹عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید
  7. شمارهٔ ۱۲۰گر همین خون مرا یار خورد نوشش باد
  8. شمارهٔ ۱۲۱سر کوی اوست جایی که صبا گذر ندارد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.