پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

می‌کشم جوری از آن نرگس فتان که مپرس

می‌خورم خونی از آن غنچه خندان که مپرس

آه از محنت هجر تو که حالی دارم

روز وصل تو بیاد شب هجران که مپرس

کرده پابست قفس الفت صیاد مرا

ورنه هست آنقدرم ذوق گلستان که مپرس

گفتمش صبر ز بیداد تو ورزم تا کی

گفت اگر هست ترا حوصله چندان که مپرس

حذر از شعله آهی که برآید ز دلم

آتشی هست درین سوخته پنهان که مپرس

ز آنچه از تیر تو باشد به دلم پرسیدی

آنقدر بر سر هم ریخته پیکان که مپرس

مگر آورد صبا نکهت زلفت کامشب

حال مشتاق به حدی‌ست پریشان که مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴من آن صیدم که گفت آهسته چون می‌بست صیادش
  2. شمارهٔ ۱۹۵گرفتم ز آشیان پرواز از شوق لب بامش
  3. شمارهٔ ۱۹۶دیدم من از پهلوی دل از بس جفا خون کردمش
  4. شمارهٔ ۱۹۷دل‌زارم به این زاری که می‌نالد ز آزارش
  5. شمارهٔ ۱۹۸بتی کز صحبتم گیرد ملالش
  6. شمارهٔ ۱۹۹جز آنکه برد چو شمعت شبی به خانه خویش
  7. شمارهٔ ۲۰۰جز آنکه کرد ز عشقت خراب خانه خویش
  8. شمارهٔ ۲۰۱از اشک و آه دایم در عشق آن پریوش
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.