پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی

غزلیات

۳۲۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ صفای حسن بدیدن نمیشود آخر
  2. شمارهٔ ۱۸۲ شود دگر گم دلم در کوی محنت خانه‌ای کمتر
  3. شمارهٔ ۱۸۳ جهان را سیل اشکم گر برد ویرانه‌ای کمتر
  4. شمارهٔ ۱۸۴ آن خط چون سبزه به بین آن رخ چون لاله نگر
  5. شمارهٔ ۱۸۵ به عاشق مژدهٔ کامی صبا از وصل جانان بر
  6. شمارهٔ ۱۸۶ ز خود بریدم و ترک تو مشکلست هنوز
  7. شمارهٔ ۱۸۷ جادربر من کرده نگاری نه و هرگز
  8. شمارهٔ ۱۸۸ گیرم که بر آن عارض گلگون نگرد کس
  9. شمارهٔ ۱۸۹ ماه من مهرپروری که مپرس
  10. شمارهٔ ۱۹۰ آن باده که باید لب از او تر نکند کس
  11. شمارهٔ ۱۹۱ نیست بی‌جا ناله‌ام از تنگی جا در قفس
  12. شمارهٔ ۱۹۲ می‌کشم جوری از آن نرگس فتان که مپرس
  13. شمارهٔ ۱۹۳ بنگر آن لب‌های میگون وز خمار ما مپرس
  14. شمارهٔ ۱۹۴ من آن صیدم که گفت آهسته چون می‌بست صیادش
  15. شمارهٔ ۱۹۵ گرفتم ز آشیان پرواز از شوق لب بامش
  16. شمارهٔ ۱۹۶ دیدم من از پهلوی دل از بس جفا خون کردمش
  17. شمارهٔ ۱۹۷ دل‌زارم به این زاری که می‌نالد ز آزارش
  18. شمارهٔ ۱۹۸ بتی کز صحبتم گیرد ملالش
  19. شمارهٔ ۱۹۹ جز آنکه برد چو شمعت شبی به خانه خویش
  20. شمارهٔ ۲۰۰ جز آنکه کرد ز عشقت خراب خانه خویش
  21. شمارهٔ ۲۰۱ از اشک و آه دایم در عشق آن پریوش
  22. شمارهٔ ۲۰۲ گرفتم آمد آن سرو قباپوش
  23. شمارهٔ ۲۰۳ از تف هجران او هرگز نیاسودم چو شمع
  24. شمارهٔ ۲۰۴ گل یکی داند چو بانگ بلبل و فریاد زاغ
  25. شمارهٔ ۲۰۵ سنگین دلت گرفته دلم تنگ در بغل
  26. شمارهٔ ۲۰۶ جمعند خوبان چون دسته گل
  27. شمارهٔ ۲۰۷ خونم نریزد، آن غمزهٔ مشکل
  28. شمارهٔ ۲۰۸ صبحدم در باغ دیدم عندلیبی از ملال
  29. شمارهٔ ۲۰۹ دارم دلی صد بحر خون زان تیر مژگان در بغل
  30. شمارهٔ ۲۱۰ به کویش می‌رود گاهی ز من آهی نمی‌دانم
  31. شمارهٔ ۲۱۱ به کنج بی‌کسی شادم مجوییدم مجوییدم
  32. شمارهٔ ۲۱۲ در محفلت ز خون دل از بس لبالبم
  33. شمارهٔ ۲۱۳ در گلشن عشق تو جفاکار ندیدم
  34. شمارهٔ ۲۱۴ نیامد بر لبم آهی ز سوز عشق تا بودم
  35. شمارهٔ ۲۱۵ ترک سر کردم ز جیب آسمان سر بر زدم
  36. شمارهٔ ۲۱۶ گرنه از وصل تو در هجر گهی یاد کنم
  37. شمارهٔ ۲۱۷ دامن خویش ز خون مژه گلشن کردم
  38. شمارهٔ ۲۱۸ بی تو بتان را چه سرور ای صنم
  39. شمارهٔ ۲۱۹ ای کس من در جهان گر جز تو کس می‌داشتم
  40. شمارهٔ ۲۲۰ نه اکنون مست نازت ای بت نامهربان دیدم
  41. شمارهٔ ۲۲۱ دلی سرگرم شوق از جلوه مستانه‌ای دارم
  42. شمارهٔ ۲۲۲ جهان روشن ز مهر عالم‌افروزی که من دارم
  43. شمارهٔ ۲۲۳ بجان ز اندیشه غیرآمدم ز آن انجمن رفتم
  44. شمارهٔ ۲۲۴ چه می‌کردم گر از کف دامن وصلت نمی‌دادم
  45. شمارهٔ ۲۲۵ شه من ترا نشان نه که من گدات جویم
  46. شمارهٔ ۲۲۶ جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت هم
  47. شمارهٔ ۲۲۷ چه خوش بودی نبودی گر ز من دور اینقدر یارم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ تو در غربت من آرام از غمت چون در وطن گیرم
  49. شمارهٔ ۲۲۹ ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ چو فارغ در گرفتاری ز جور خار و خس باشم
  51. شمارهٔ ۲۳۱ هم اول کاش از کویت من افکار می‌رفتم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ دم مردن از آن با غیر یار آمد به بالینم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ خوش آنکه با تو یکشب در باغ خفته باشم
  54. شمارهٔ ۲۳۴ دلم دارد هوای دام جان هم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ نه بهر آنکه با من بر سر جنگ است می‌نالم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ خوش آنکه بی‌تو دامن بر جسم و جان فشانم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ ای از ازل ز عشق تو آشفته کار من
  58. شمارهٔ ۲۳۸ چشمم سفید شد به رهت گل‌عذار من
  59. شمارهٔ ۲۳۹ یارا کجا یاران کنند آزار یاران بیش از این
  60. شمارهٔ ۲۴۰ شدی تو گلبن ناز از کنار سوختگان

متن اشعار به نقل از گنجور.