پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

به کنج بی‌کسی شادم مجوییدم مجوییدم

خوشم با درد از درمان درمان مگوییدم مگوییدم

کفن جز خون نشاید کشته تیغ محبت را

شهید خنجر عشقم مشوییدم مشوییدم

گلی کو روید از خاک شهید عشق می‌گوید

که از من بوی خون آید مبوییدم مبوییدم

مریض عشقم و مرگم حیات تازه باشد

اگر میرم به صد زاری مموییدم مموییدم

حدیث گلستان مرغ قفس را در فغان آرد

غریبم از وطن حرفی مگوییدم مگوییدم

شهید عشق را باید ز خون آرایش تربت

ز خاک ای لاله وای گل مروییدم مروییدم

به صحرای محبت گشت گم مشتاق و می‌گوید

که من گم گشته عشقم مجوییدم مجوییدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳در گلشن عشق تو جفاکار ندیدم
  2. شمارهٔ ۲۱۴نیامد بر لبم آهی ز سوز عشق تا بودم
  3. شمارهٔ ۲۱۵ترک سر کردم ز جیب آسمان سر بر زدم
  4. شمارهٔ ۲۱۶گرنه از وصل تو در هجر گهی یاد کنم
  5. شمارهٔ ۲۱۷دامن خویش ز خون مژه گلشن کردم
  6. شمارهٔ ۲۱۸بی تو بتان را چه سرور ای صنم
  7. شمارهٔ ۲۱۹ای کس من در جهان گر جز تو کس می‌داشتم
  8. شمارهٔ ۲۲۰نه اکنون مست نازت ای بت نامهربان دیدم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.