پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

دامن خویش ز خون مژه گلشن کردم

از فراق تو چه گل‌ها که بدامن کردم

شد کفن دوختم آن جامه که از تار وفا

سیه آنروز که این رشته بسوزن کردم

گفتم از عشق فروغی رسدم آه که شد

تیره‌تر روزم از این شمع که روشن کردم

روغن دیده گرفتم ز سرشک گلگون

بچراغون شب هجر تو روشن کردم

آخرم دوست نگشتی تو و داغم که تمام

دوستانرا بخود از بهر تو دشمن کردم

کردم از دیر و حرم رو بدر دل خود را

فارغ از پیروی شیخ و برهمن کردم

قسمت برق چه خواهد شد آخر گیرم

سبز شد کشته‌ام و چیدم و خرمن کردم

ریختم در ره عشق آنچه مرا بود بخاک

خویش را فارغ از اندیشه رهزن کردم

چون جرس از دل هر سنگ برآید فریاد

بسکه در بادیه عشق تو شیون کردم

نرسم در ره مقصود بجائی مشتاق

کانچه پیر خردم گفت مکن من کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹ای کس من در جهان گر جز تو کس می‌داشتم
  2. شمارهٔ ۲۲۰نه اکنون مست نازت ای بت نامهربان دیدم
  3. شمارهٔ ۲۲۱دلی سرگرم شوق از جلوه مستانه‌ای دارم
  4. شمارهٔ ۲۲۲جهان روشن ز مهر عالم‌افروزی که من دارم
  5. شمارهٔ ۲۲۳بجان ز اندیشه غیرآمدم ز آن انجمن رفتم
  6. شمارهٔ ۲۲۴چه می‌کردم گر از کف دامن وصلت نمی‌دادم
  7. شمارهٔ ۲۲۵شه من ترا نشان نه که من گدات جویم
  8. شمارهٔ ۲۲۶جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت هم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.