پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴

چه می‌کردم گر از کف دامن وصلت نمی‌دادم

پریزادی تو دیوان از پِیَت من آدمی‌زادم

رقیبانت گرفتند از من و من در فغان تا کی

ستاند دادکر زین مردم بیدادگر دادم

چه می‌آید ز من نگذارمت گر با بداندیشان

گرفتم با جهانی دشمن از بهرت درافتادم

ز من دیدی چه غیر از راه و رسم بندگی کآخر

کشیدی از کفم دامان و رفتی سرو آزادم

اگرچه رفتی و گشتم به صد غم مبتلا اما

به این کز دوریت یک دم نخواهم زیستن شادم

به جان سختی مثل در عشقم اما ورزم از جورت

تحمل تا به کی آخر نه ز آهن نه ز فولادم

خراب از سیل هجر او نه مشتاق آنقدر کشتم

که جز معمار وصلش کس تواند کرد آبادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت هم
  2. شمارهٔ ۲۲۷چه خوش بودی نبودی گر ز من دور اینقدر یارم
  3. شمارهٔ ۲۲۸تو در غربت من آرام از غمت چون در وطن گیرم
  4. شمارهٔ ۲۲۹ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم
  5. شمارهٔ ۲۳۰چو فارغ در گرفتاری ز جور خار و خس باشم
  6. شمارهٔ ۲۳۱هم اول کاش از کویت من افکار می‌رفتم
  7. شمارهٔ ۲۳۲دم مردن از آن با غیر یار آمد به بالینم
  8. شمارهٔ ۲۳۳خوش آنکه با تو یکشب در باغ خفته باشم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.