پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم

که تا صباح قیامت خراب باده دوشم

بحشر هم عجب از جور یار نیست که چون نی

برآورد چو زخاکم درآورد بخروشم

نه خود بحرف تو گویا شوم که شوق تو باشد

کلید قفل لب بسته و زبان خموشم

مرا چه سود زهم بزمیت که باتو نباشد

رهین گفت‌وشنو هیچگه زبانم و گوشم

بساغرم همه مشتاق زهر و شاد از اینم

که چرخ دل نخراشد ز نیش منت نوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱هم اول کاش از کویت من افکار می‌رفتم
  2. شمارهٔ ۲۳۲دم مردن از آن با غیر یار آمد به بالینم
  3. شمارهٔ ۲۳۳خوش آنکه با تو یکشب در باغ خفته باشم
  4. شمارهٔ ۲۳۴دلم دارد هوای دام جان هم
  5. شمارهٔ ۲۳۵نه بهر آنکه با من بر سر جنگ است می‌نالم
  6. شمارهٔ ۲۳۶خوش آنکه بی‌تو دامن بر جسم و جان فشانم
  7. شمارهٔ ۲۳۷ای از ازل ز عشق تو آشفته کار من
  8. شمارهٔ ۲۳۸چشمم سفید شد به رهت گل‌عذار من
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.