پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

خوش آنکه بی‌تو دامن بر جسم و جان فشانم

از خویش گرد هستی دامن فشان فشانم

بر خاک آستانت خوش آنکه جان فشانم

از شوق جان بخاک آن آستان فشانم

خوش آنکه گرم جلوه سرو روان خود را

بینم من و بپایش نقد روان فشانم

بازآی از غمت چند خوناب دل ز دیده

گاه آشکار ریزم گاهی نهان فشانم

سازی تو گوهرافشان چون لعل لب من از شوق

گوهر ز ابر چشم گوهرفشان فشانم

در گلشنی که باید از بیضه در قفس رفت

کو فرصتی که بالی در آشیان فشانم

بازآ ز دوریت چند ای گل ز اشگ خونین

از دیده گاه لاله گاه ارغوان فشانم

زان قیمتی گهر دور مشتاق نقد کونین

ریزندم ار به دامن دامن بر آن فشانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸چشمم سفید شد به رهت گل‌عذار من
  2. شمارهٔ ۲۳۹یارا کجا یاران کنند آزار یاران بیش از این
  3. شمارهٔ ۲۴۰شدی تو گلبن ناز از کنار سوختگان
  4. شمارهٔ ۲۴۱چشم دام تو پر از خون دل از زاری من
  5. شمارهٔ ۲۴۲چون نخواهی نفسی کرد نگهداری من
  6. شمارهٔ ۲۴۳شب هجران سرآمد آمدی روز وصالست این
  7. شمارهٔ ۲۴۴عاقل کجا و بر سر دنیا گریستن
  8. شمارهٔ ۲۴۵لطف از اول داشت یار من به من
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.