پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

چو فارغ در گرفتاری ز جور خار و خس باشم

همان بهتر که در گلشن نباشم در قفس باشم

نگیرد چون غبارم دامن منزل بود یکسان

اگر از ره‌نوردان گاه پیش و گاه پس باشم

ز عشقم سرخوش و فارغ ز هر دشمن نیم مستی

که در اندیشه روز از شحنه و شب از عسس باشم

بخاتم گو مده صیاد مرغ بی‌پروبالم

که باشم در حصار عافیت تا در قفس باشم

نمیخواند به بزمم یار و نه میراندم از در

نه مقبولم نه مردودم نمیدانم چه کس باشم

بجولانگاه او کو قوت دستی که چون گردد

عنان‌کش بر سرم او را عنان‌گیر فرس باشم

نه اکنون از غمت در چار موج اشکم افتاده

که عمری شد درین گرداب سرگردان چو خس باشم

نمیگیرد بکس مشتاق آن نامهربان الفت

گرفتم اینکه من عاشق نباشم بوالهوس باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲دم مردن از آن با غیر یار آمد به بالینم
  2. شمارهٔ ۲۳۳خوش آنکه با تو یکشب در باغ خفته باشم
  3. شمارهٔ ۲۳۴دلم دارد هوای دام جان هم
  4. شمارهٔ ۲۳۵نه بهر آنکه با من بر سر جنگ است می‌نالم
  5. شمارهٔ ۲۳۶خوش آنکه بی‌تو دامن بر جسم و جان فشانم
  6. شمارهٔ ۲۳۷ای از ازل ز عشق تو آشفته کار من
  7. شمارهٔ ۲۳۸چشمم سفید شد به رهت گل‌عذار من
  8. شمارهٔ ۲۳۹یارا کجا یاران کنند آزار یاران بیش از این
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.