پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

دم مردن از آن با غیر یار آمد به بالینم

که می‌خواهد به صد تلخی برآید جان شیرینم

نمودی باز زلف عنبرین و خال مشکینم

سیه کردی شب و روزم تبه کردی دل و دینم

ز شرم از باغ وصلش بی‌نصیبم ساده‌لوحی بین

که دستم بسته‌اند و من به این خوشدل که گلچینم

در آب و آتشم از مهر و کینش کان ستم‌پیشه

نوازد گاهی از مهرم گدازد گاهی از کینم

دهم جان و نیم یکبارگی نومید ازو شاید

چراغ تربتم گردد نشد گر شمع بالینم

چو رفتی گر رود از دیده‌ام بینش چه خواهد شد

جهان را گو نبیند بی‌رخت چشم جهان‌بینم

نه گل بینم نه گلچینم ندانم بی‌گل رویت

کِیَم در باغ گیتی نه تماشایی نه گلچینم

نبخشد چاشنی آمیزشم مشتاق هر کس را

به کام خَصم تلخم، در مذاق دوست شیرینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴دلم دارد هوای دام جان هم
  2. شمارهٔ ۲۳۵نه بهر آنکه با من بر سر جنگ است می‌نالم
  3. شمارهٔ ۲۳۶خوش آنکه بی‌تو دامن بر جسم و جان فشانم
  4. شمارهٔ ۲۳۷ای از ازل ز عشق تو آشفته کار من
  5. شمارهٔ ۲۳۸چشمم سفید شد به رهت گل‌عذار من
  6. شمارهٔ ۲۳۹یارا کجا یاران کنند آزار یاران بیش از این
  7. شمارهٔ ۲۴۰شدی تو گلبن ناز از کنار سوختگان
  8. شمارهٔ ۲۴۱چشم دام تو پر از خون دل از زاری من
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.