پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت هم

نمیگنجد درین صحرا به صحرای قیامت هم

به دیر آ یکره و جامی بکش زاهد چه کیفیت

تو را از منبر وعظ و ز محراب امامت هم

چنان گر با دلم کاوش کند آن نشتر مژگان

چه جای دل که نگذارد بجا از دلت علامت هم

نهادم پا در آن بزم و بسر چون شمع می‌لرزم

که میدانم نخواهد بود خیر آنجا سلامت هم

ندارم شکوه گر با من نپردازد گر آن بدخو

نیم شایسته جور و سزاوار کرامت هم

رقیبان تیغ بر کف از پی و از پیش ره بسته

گذشتن مشکلست از کوی او ما را اقامت هم

مده مشتاق پندم بیش از این دیوانه عشقم

که از پند کسی عاقل نگردم وز ملامت هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸تو در غربت من آرام از غمت چون در وطن گیرم
  2. شمارهٔ ۲۲۹ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم
  3. شمارهٔ ۲۳۰چو فارغ در گرفتاری ز جور خار و خس باشم
  4. شمارهٔ ۲۳۱هم اول کاش از کویت من افکار می‌رفتم
  5. شمارهٔ ۲۳۲دم مردن از آن با غیر یار آمد به بالینم
  6. شمارهٔ ۲۳۳خوش آنکه با تو یکشب در باغ خفته باشم
  7. شمارهٔ ۲۳۴دلم دارد هوای دام جان هم
  8. شمارهٔ ۲۳۵نه بهر آنکه با من بر سر جنگ است می‌نالم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.