پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

بجان ز اندیشه غیرآمدم ز آن انجمن رفتم

بیاران صحبت او باد ارزانی که من رفتم

مکافات شکفتن نیست آسان عاقبت دیدی

که چون گل زین گلستان رفتم و خونین کفن رفتم

بسر در غربت آمد عمرم و نامد برم پیکی

مگر یکبارگی از یاد یاران وطن رفتم

روم گفت از برت بیخود فتادم زین سخن بنگر

که او نارفته من رفتم ولی از خویشتن رفتم

چه حاصل سبز شد گر کویت از سیرابی اشکم

که من با دامنی پرخار حسرت از چمن رفتم

نشد ز آن لب نصیبم بوسه هرگز فغان کاخر

ز حسرت تلخ‌کام از کویت ایشیرین‌دهن رفتم

دلم در سینه دارد ناله زاری که نشنیدم

ز یعقوب ار چه صد ره بر در بیت‌الحزن رفتم

چه منت گر کمند طره او دستگیرم شد

که بیرون تنه لب آخر از آن چاه ذقن رفتم

نرفت از حسرت شیرین لبی کس از جهان هرگز

به این جان کندن تلخی که من چون کوهکن رفتم

چه سودار بود صد رنگم سخن مشتاق کز گیتی

در آخر غنچه‌سان مهر خموشی بر دهن رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵شه من ترا نشان نه که من گدات جویم
  2. شمارهٔ ۲۲۶جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت هم
  3. شمارهٔ ۲۲۷چه خوش بودی نبودی گر ز من دور اینقدر یارم
  4. شمارهٔ ۲۲۸تو در غربت من آرام از غمت چون در وطن گیرم
  5. شمارهٔ ۲۲۹ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم
  6. شمارهٔ ۲۳۰چو فارغ در گرفتاری ز جور خار و خس باشم
  7. شمارهٔ ۲۳۱هم اول کاش از کویت من افکار می‌رفتم
  8. شمارهٔ ۲۳۲دم مردن از آن با غیر یار آمد به بالینم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.