پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

دلی سرگرم شوق از جلوه مستانه‌ای دارم

ز شمع قامتی آتش بجان پروانه‌ای دارم

خراب‌آباد عالم را منم آن جعد سرگشته

که هر روز آشیان در گوشه ویرانه‌ای دارم

چه کوشم از پی روزی به من خواهد رسید آخر

ز هر خرمن که قسمت خوشه‌ای یا دانه‌ای دارم

نه بینی کامل ار عشقم مکن یکباره انگارم

ازین می گر ندارم شیشه پیمانه‌ای دارم

بپایان قصه زلفت به این عمر آیدم حاشا

که بس کوته‌شبی دور و دراز افسانه‌ای دارم

نشاط‌انگیز طبعم شد مگر بوی می وصلی

که امشب چون صراحی گریه مستانه‌ای دارم

کشی زلف از کفم چند و دهی در دست مشاطه

نه آخر از دل صد چاک من هم شانه‌ای دارم

نیم بی‌خانمان مشتاق کز دل بر سر کویش

ز هر ویرانه بس ویرانه‌تر ویرانه‌ای دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳بجان ز اندیشه غیرآمدم ز آن انجمن رفتم
  2. شمارهٔ ۲۲۴چه می‌کردم گر از کف دامن وصلت نمی‌دادم
  3. شمارهٔ ۲۲۵شه من ترا نشان نه که من گدات جویم
  4. شمارهٔ ۲۲۶جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت هم
  5. شمارهٔ ۲۲۷چه خوش بودی نبودی گر ز من دور اینقدر یارم
  6. شمارهٔ ۲۲۸تو در غربت من آرام از غمت چون در وطن گیرم
  7. شمارهٔ ۲۲۹ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم
  8. شمارهٔ ۲۳۰چو فارغ در گرفتاری ز جور خار و خس باشم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.