پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

نه اکنون مست نازت ای بت نامهربان دیدم

تو را تا دیدم از جام تغافل سرگران دیدم

چسان باشم رهین منت لطفت کجا از تو

جز آزار جهان هرگز من آزرده جان دیدم

بخصمی چون تو عهد دوستی بستم سزاوارم

که زارم کشتی و خود را بکام دشمنان دیدم

جز این کز حسرت بوس و کنارت پیر گردیدم

چه برخورداری از وصل تو ای نخل جوان دیدم

همایون طایر قدسی تو کی با جغد میسازی

که گاهش گویمت با خویش در یک آشیان دیدم

همیشه یار غیر و خصم من بودی چسان گویم

که من با خود ترا گاهی چنین گاهی چنان دیدم

ندارم شکوه هرگز از سر خاری درین گلشن

که مشتاق آنچه من دیدم ز جور گل‌رخان دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲جهان روشن ز مهر عالم‌افروزی که من دارم
  2. شمارهٔ ۲۲۳بجان ز اندیشه غیرآمدم ز آن انجمن رفتم
  3. شمارهٔ ۲۲۴چه می‌کردم گر از کف دامن وصلت نمی‌دادم
  4. شمارهٔ ۲۲۵شه من ترا نشان نه که من گدات جویم
  5. شمارهٔ ۲۲۶جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت هم
  6. شمارهٔ ۲۲۷چه خوش بودی نبودی گر ز من دور اینقدر یارم
  7. شمارهٔ ۲۲۸تو در غربت من آرام از غمت چون در وطن گیرم
  8. شمارهٔ ۲۲۹ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.