پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳

در گلشن عشق تو جفاکار ندیدم

یک گل که از آن زحمت صدخار ندیدم

از کوی تو یکره نگذشتم که به هر گام

بر خاک ره افتاده بسیار ندیدم

این با که توان گفت که در کوی محبت

از یار جفا دیدم و ز اغیار ندیدم

جائی که درین باغ توان زد پر و بالی

جز در قفس ای مرغ گرفتار ندیدم

برقع به رخ افکنده گذشتی ز من آخر

افغان که ترا دیدم و دیدار ندیدم

در سینه‌ام از تنگی جا بود که هرگز

الفت به میان دل و دلدار ندیدم

بهر صنمی نگسلم از کفر وگرنه

از سبحه چه دیدم که ز زنار ندیدم

مشتاق من و شغل محبت که به گیتی

کاری که بود خوشتر ازین کار ندیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۵ترک سر کردم ز جیب آسمان سر بر زدم
  2. شمارهٔ ۲۱۶گرنه از وصل تو در هجر گهی یاد کنم
  3. شمارهٔ ۲۱۷دامن خویش ز خون مژه گلشن کردم
  4. شمارهٔ ۲۱۸بی تو بتان را چه سرور ای صنم
  5. شمارهٔ ۲۱۹ای کس من در جهان گر جز تو کس می‌داشتم
  6. شمارهٔ ۲۲۰نه اکنون مست نازت ای بت نامهربان دیدم
  7. شمارهٔ ۲۲۱دلی سرگرم شوق از جلوه مستانه‌ای دارم
  8. شمارهٔ ۲۲۲جهان روشن ز مهر عالم‌افروزی که من دارم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.