پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

نیامد بر لبم آهی ز سوز عشق تا بودم

سراپا سوختم اما بکس ظاهر نشد دودم

قدح‌پیما تو با اغیار دوش و تا سحر هر دم

من از حسرت ز خون دل چه ساغرها که پیمودم

سزد اشک ار بدامن بستر دیار از رخم اکنون

که صدره دامن پاکش بخون دیده آلودم

ز عمر کوتهم در آخر بزم فلک شمعی

که دیرم آسمان افروخت اما میکشد زودم

بس اینم کز خریداران یوسف طلعتی باشم

سر موئی ز سودای محبت نبود ارسودم

براه وعده بودم مضطرب عمری چو یار آمد

بپایش از نشاط افتادم و جان دادم آسودم

میفکن همچو نقش پابراهش از جفاروئی

که بر پای سگ کوی تو عمری از وفا سودم

ننالم گر به خفت راندی از بزمم از این نالم

که مقبول تو اغیار و من بدبخت مردودم

فغان از سرکشیهای تو ای سروسهی کاخر

برآمد جانم اما برنیامد از تو مقصودم

ندارم بهره از لطف عامت لیک جور تو

باین گز دیگران مخصوص من شد از تو خشنودم

نشد صاف می وصلت نصیبم هرگز و عمری

چه خونها کز غمت از پردهای چشم پالودم

نترسم از فنا مشتاق کز اعجاز عشق آمد

که صد ره گر شوم معدوم سازدباز موجودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶گرنه از وصل تو در هجر گهی یاد کنم
  2. شمارهٔ ۲۱۷دامن خویش ز خون مژه گلشن کردم
  3. شمارهٔ ۲۱۸بی تو بتان را چه سرور ای صنم
  4. شمارهٔ ۲۱۹ای کس من در جهان گر جز تو کس می‌داشتم
  5. شمارهٔ ۲۲۰نه اکنون مست نازت ای بت نامهربان دیدم
  6. شمارهٔ ۲۲۱دلی سرگرم شوق از جلوه مستانه‌ای دارم
  7. شمارهٔ ۲۲۲جهان روشن ز مهر عالم‌افروزی که من دارم
  8. شمارهٔ ۲۲۳بجان ز اندیشه غیرآمدم ز آن انجمن رفتم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.