پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

به کویش می‌رود گاهی ز من آهی نمی‌دانم

به او می‌گوید آهم حال من گاهی نمی‌دانم

ز مهر و مه نباشم چون یادت روز و شب فارغ

تو را میدانم و بس مهری و ماهی نمی‌دانم

سر اخلاص چون از آستان عشق بردارم

که در عالم جز این درگاه درگاهی نمی‌دانم

بهر چاهیست دایم یوسفی اما فتد روزی

گذار کاردانی بر سر چاهی نمی‌دانم

مگر از کفر و دینم وارهاند جذبه عشقی

وگرنه جز ره دیر و حرم راهی نمی‌دانم

به جرم عشق دانم ریزیم خون عاقبت اما

به چشمت این گنه کوهی است یا کاهی نمی‌دانم

سزد کز مهوشان مشتاق گردم بنده آن مه

که امروز این سپه را غیر او شاهی نمی‌دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲در محفلت ز خون دل از بس لبالبم
  2. شمارهٔ ۲۱۳در گلشن عشق تو جفاکار ندیدم
  3. شمارهٔ ۲۱۴نیامد بر لبم آهی ز سوز عشق تا بودم
  4. شمارهٔ ۲۱۵ترک سر کردم ز جیب آسمان سر بر زدم
  5. شمارهٔ ۲۱۶گرنه از وصل تو در هجر گهی یاد کنم
  6. شمارهٔ ۲۱۷دامن خویش ز خون مژه گلشن کردم
  7. شمارهٔ ۲۱۸بی تو بتان را چه سرور ای صنم
  8. شمارهٔ ۲۱۹ای کس من در جهان گر جز تو کس می‌داشتم
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.