پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی

غزلیات

۷۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۵۴۱ همیشه آینه دل به پیش روی تو دارم
  2. شمارهٔ ۵۴۲ دهان بر بسته لبریز نوای یاربی دارم
  3. شمارهٔ ۵۴۳ بَدَم با نالة بلبل دل افسرده‌ای دارم
  4. شمارهٔ ۵۴۴ هرگز دلی از نالة خود شاد ندارم
  5. شمارهٔ ۵۴۵ به جیب چاک و به دل داغ هجر یار ندارم
  6. شمارهٔ ۵۴۶ دماغ سیر گلستان و گشت باغ ندارم
  7. شمارهٔ ۵۴۷ عمریست که در کوی بلا خانه نداریم
  8. شمارهٔ ۵۴۸ به زلف او دل خود را به ابرام آشنا کردم
  9. شمارهٔ ۵۴۹ کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم
  10. شمارهٔ ۵۵۰ بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردم
  11. شمارهٔ ۵۵۱ غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم
  12. شمارهٔ ۵۵۲ به فریادی ترا سرگرم در بیداد خود کردم
  13. شمارهٔ ۵۵۳ چسان گرم سخن با آن بت شیرین دهن گردم
  14. شمارهٔ ۵۵۴ در ره او هر دو عالم را به یکدیگر زدم
  15. شمارهٔ ۵۵۵ شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم
  16. شمارهٔ ۵۵۶ بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم
  17. شمارهٔ ۵۵۷ خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم
  18. شمارهٔ ۵۵۸ زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
  19. شمارهٔ ۵۵۹ بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
  20. شمارهٔ ۵۶۰ من مست محبّتم چه سازم
  21. شمارهٔ ۵۶۱ به جان افزایم و خاک بدن در خاکدان ریزم
  22. شمارهٔ ۵۶۲ ندید کشتِ‌ امل قطره‌ای ز جوی کسم
  23. شمارهٔ ۵۶۳ گهی که نامه به سوی تو دلربا بنویسم
  24. شمارهٔ ۵۶۴ خوش آن که دست به دست سبوی می‌باشم
  25. شمارهٔ ۵۶۵ مژه چو در نمِ اشک جگر فشار کشم
  26. شمارهٔ ۵۶۶ کس چه داند آنچه من ز آن شوخ رعنا می‌کشم
  27. شمارهٔ ۵۶۷ بغل بر هم نمی‌آید ز ذوق آن برو دوشم
  28. شمارهٔ ۵۶۸ ز داغ لاله چشم آمد به داغم
  29. شمارهٔ ۵۶۹ نه بهر آنکه عالم بر دلم تنگست می‌نالم
  30. شمارهٔ ۵۷۰ هزاران منزلم طی گشت و من در اولین گامم
  31. شمارهٔ ۵۷۱ ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم
  32. شمارهٔ ۵۷۲ ز بس سرگرم شوقم پای کم از سر نمی‌دانم
  33. شمارهٔ ۵۷۳ طوطی شکرخایم نیشکر نمی‌دانم
  34. شمارهٔ ۵۷۴ ز دانش مرا بس، که نام تو دانم
  35. شمارهٔ ۵۷۵ جا در دل پاک تو نمودن نتوانم
  36. شمارهٔ ۵۷۶ چه افتم که خود آفت‌فزای خویشتنم
  37. شمارهٔ ۵۷۷ می‌توانم ای فلک گر دست بر ترکش زنم
  38. شمارهٔ ۵۷۸ وقت شد کز ستمت جامة جان چاک زنم
  39. شمارهٔ ۵۷۹ ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم
  40. شمارهٔ ۵۸۰ کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
  41. شمارهٔ ۵۸۱ خواهم ز داغ عشق لباسی به بر کنم
  42. شمارهٔ ۵۸۲ با تو هر شب لب از آب زندگانی تر کنم
  43. شمارهٔ ۵۸۳ تا ابد دیگرش از لعل تو مأیوس کنم
  44. شمارهٔ ۵۸۴ تا به کی پیوسته وصف طرّة پر خم کنم
  45. شمارهٔ ۵۸۵ چون به یاد زلف او اندیشه آرایی کنم
  46. شمارهٔ ۵۸۶ بعد هزار غم اگر عشرتی آرزو کنم
  47. شمارهٔ ۵۸۷ گاهی کمان ناله به خمیازه زه کنم
  48. شمارهٔ ۵۸۸ کی به فریب سبزه دل مایلِ کشت میکنم
  49. شمارهٔ ۵۸۹ آینه‌ام خیال تو تصویر می‌کنم
  50. شمارهٔ ۵۹۰ چون به یاد زلف او زلف غم افشان می‌کنم
  51. شمارهٔ ۵۹۱ حال خود را خراب می‌بینم
  52. شمارهٔ ۵۹۲ ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ می‌بینم
  53. شمارهٔ ۵۹۳ من هیچ نمی‌گویم من هیچ نمی‌دانم
  54. شمارهٔ ۵۹۴ خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
  55. شمارهٔ ۵۹۵ چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم
  56. شمارهٔ ۵۹۶ ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم
  57. شمارهٔ ۵۹۷ جمال شاهد رحمت فزاید از گنهم
  58. شمارهٔ ۵۹۸ بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم
  59. شمارهٔ ۵۹۹ دیده را از پرتو روی تو تابی می‌دهم
  60. شمارهٔ ۶۰۰ بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام

متن اشعار به نقل از گنجور.