پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۴

خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم

تو بر رخم خندان شوی من از غمت گریان شوم

آن قدّ رعنای ترا هر لحظه گردم گرد سر

و آن سرو بالای ترا هر دم بلاگردان شوم

تو خنده را بر رغم من در زیر لب پنهان کنی

من آشکارا گریم و در زیر لب خندان شوم

تو در حیا غلطان شوی از گریة بیجای من

وز خندة پنهان تو من در شکر پنهان شوم

از شرمِ روگردانِ‌تو وز خندة پنهان تو

سر تا به پا خندان کنم پا تا به سر گریان شوم

چون چشم پوشانی ز من، چون روی گردانی ز من

دل آه را میدان دهد، من گریه را دامان شوم

چون درد دل گویم به تو! چون کام دل جویم ز تو!

نه من کنم فهمش نه تو، از بس که سرگردان شوم

اشک حیا حیران شود، آرایش مژگان شود

بر برگ گل غلتان شود در خاک و خون غلتان شوم

بر سرو می‌پوشی قبا، بر موی می‌بندی کمر

بر پسته می‌سازی سخن سهل است اگر حیران شوم

از لطف بنوازی مرا از غم بپردازی مرا

چندانکه میسازی مرا من بیشتر ویران شوم

از پیچ و تاب آن کمر پیچد دلم بر یکدگر

فیّاض نتوانم اگر کاین درد را درمان شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۶ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم
  2. شمارهٔ ۵۹۷جمال شاهد رحمت فزاید از گنهم
  3. شمارهٔ ۵۹۸بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم
  4. شمارهٔ ۵۹۹دیده را از پرتو روی تو تابی می‌دهم
  5. شمارهٔ ۶۰۰بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام
  6. شمارهٔ ۶۰۱ما رام خویش بهر تو دلدار گشته‌ایم
  7. شمارهٔ ۶۰۲خود را به ناز آن بت طنّاز داده‌ایم
  8. شمارهٔ ۶۰۳عمریست تا جدا ز تو مهوش نشسته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.