پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۷

جمال شاهد رحمت فزاید از گنهم

که خال چهرة عفوست نامة سهیم

به نقد هستی من سکّه فنا زده‌اند

به ملک فقر کنون عمرهاست پادشهم

سرم به گنبد گردون فرو نمی‌آید

که در قلمرو دیگر زدند بارگهم

عجب که تا به ابد هم رسم به منزل وصل

که عشق او ز ازل کرده است رو به رهم

ز شرمگینی آن نازنین چنان خجلم

که در نظارة او آب می‌شود نگهم

به پر شکستگی خویش الفتی دارم

که تنگنای قفس را به گلستان ندهم

چنان ز خواب عدم جستم از ازل فیّاض

که تا ابد نتوانم نهاد دیده به هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۹دیده را از پرتو روی تو تابی می‌دهم
  2. شمارهٔ ۶۰۰بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام
  3. شمارهٔ ۶۰۱ما رام خویش بهر تو دلدار گشته‌ایم
  4. شمارهٔ ۶۰۲خود را به ناز آن بت طنّاز داده‌ایم
  5. شمارهٔ ۶۰۳عمریست تا جدا ز تو مهوش نشسته‌ایم
  6. شمارهٔ ۶۰۴شب در نظارة رخش ابرام کرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۶۰۵راه بیرون شد درین دشت الم گم کرده‌ایم
  8. شمارهٔ ۶۰۶گاه خود خوردیم و گاهی صرف مردم کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.