پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۸

بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم

دارد چمنت برگ گل و سبزة تر هم

شیرینی و شوری ز شکر خنده و دشمنام

در حلقة لعل تو نمک هست و شکر هم

کوته نکند دست تطاول ز اسیران

زلف تو که از دوش گذشتست و کمر هم

گر صلح نخواهی به من، از جنگ چه مانع

برخیز که ما تیغ نهادیم و سپر هم

مرغانِ چمن، بال به پرواز شکستند

ما را نبود قوّت افشاندن پر هم

از هول شب گور نترسیم که ما را

بسیار شب این طور گذشتست و بتر هم

فیّاض برد دردِ سر از کوی تو فردا

سهلست مدارای تو یک روز دگر هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۰بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام
  2. شمارهٔ ۶۰۱ما رام خویش بهر تو دلدار گشته‌ایم
  3. شمارهٔ ۶۰۲خود را به ناز آن بت طنّاز داده‌ایم
  4. شمارهٔ ۶۰۳عمریست تا جدا ز تو مهوش نشسته‌ایم
  5. شمارهٔ ۶۰۴شب در نظارة رخش ابرام کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۶۰۵راه بیرون شد درین دشت الم گم کرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۶۰۶گاه خود خوردیم و گاهی صرف مردم کرده‌ایم
  8. شمارهٔ ۶۰۷در شمار کوی جانان کعبه را که دیده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.