پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۹

دیده را از پرتو روی تو تابی می‌دهم

گلشن نظّاره را از شعله آبی می‌دهم

از لب لعلت حدیثی بر زبان می‌آورم

گفتگو را غوطه در موج شرابی می‌دهم

پیچ و تاب عطسه در مغز جهان می‌افکنم

چون ز بزم دل برون بوی کبابی می‌دهم

می‌کنم آغوش مژگانی به سیل گریه باز

موج را در روی دریا اضطرابی می‌دهم

فتنه‌ای از هر طرف بیدار می‌گردد ز خواب

چون به یاد چشم مستش تن به خوابی می‌دهم

رنگ آسایش برون از دامن هستی نرفت

این کتان را شست و شو در ماهتابی می‌دهم

موج معنی هر طرف فیّاض می‌گردد روان

چون عنان گفتگو را پیچ و تابی می‌دهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۱ما رام خویش بهر تو دلدار گشته‌ایم
  2. شمارهٔ ۶۰۲خود را به ناز آن بت طنّاز داده‌ایم
  3. شمارهٔ ۶۰۳عمریست تا جدا ز تو مهوش نشسته‌ایم
  4. شمارهٔ ۶۰۴شب در نظارة رخش ابرام کرده‌ایم
  5. شمارهٔ ۶۰۵راه بیرون شد درین دشت الم گم کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۶۰۶گاه خود خوردیم و گاهی صرف مردم کرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۶۰۷در شمار کوی جانان کعبه را که دیده‌ایم
  8. شمارهٔ ۶۰۸ما فیض کعبه از در میخانه برده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.