پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۳

من هیچ نمی‌گویم من هیچ نمی‌دانم

در عشق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم

نشناسدم از گلبن بلبل که خیال تو

گل ریخته تا دامن از چاک گریبانم

هم سرو منی هم گل هم لاله و هم سنبل

جایی که تویی نبود پروای گلستانم

تا دیده به خون دل از گردِ دویی شستم

غیر از تو نمی‌بینم غیر از تو نمی‌دانم

با یاد تو در صحرا از بوتة هر خاری

گل چینم و گل بویم گل بینم و گل دانم

در فضل و هنر هر چند گمنام ده و شهرم

در فن جنون لیکن مشهور بیابانم

از ناله به فریادم هر چند که خاموشم

وز گریه به سامانم هر چند پریشانم

احوال دل زارم آن نیست نداند کس

کز ضعف بدن پیداست دردِ دلِ پنهانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۵چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم
  2. شمارهٔ ۵۹۶ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم
  3. شمارهٔ ۵۹۷جمال شاهد رحمت فزاید از گنهم
  4. شمارهٔ ۵۹۸بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم
  5. شمارهٔ ۵۹۹دیده را از پرتو روی تو تابی می‌دهم
  6. شمارهٔ ۶۰۰بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام
  7. شمارهٔ ۶۰۱ما رام خویش بهر تو دلدار گشته‌ایم
  8. شمارهٔ ۶۰۲خود را به ناز آن بت طنّاز داده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.