پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۲

ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ می‌بینم

شررواری گمان گر هست هم در سنگ می‌بینم

به رنگ و بو میالا دامن خواهش درین گلشن

که زیر پردة هر غنچه صد نیرنگ می‌بینم

حقیقت در لباس هر مجازی جلوه‌ها دارد

فروغ آتش طورست گر من رنگ می‌بینم

تو صیّادی و الفت جو، منِ رم خورده وحشت‌خو

ترا گر صرفه در صلحست من در جنگ می‌بینم

هر آتش آتش طورست و هر کو وادی ایمن

ز خود بینی ولی آیینه‌ها در زنگ می‌بینم

تو در فکر بدخشانیّ و هر سنگم بدخشانست

که خون لعل جاری در رگ هر سنگ می‌بینم

نمی‌دانم چه پیش آمد درین ره عاشقانش را

که مشت استخوان در هر سر فرسنگ می‌بینم

به شکر درد، سیر آهنگ بینی نغمة عشقم

در آن بزمی که ساز زهره بی‌آهنگ می‌بینم

قیاس باطن از ظاهر کند بیدرد، از من پرس

که گل‌ها را به رنگ غنچه‌ها دلتنگ می‌بینم

به اطفال چمن تعلیم شوخی‌ها که داد امشب؟

که طفل غنچه را بسیار شوخ و شنگ می‌بینم

گل روی که دارم در نظر فیّاض باز امشب

که چون آئینة گل خویش را گلرنگ می‌بینم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۴خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
  2. شمارهٔ ۵۹۵چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم
  3. شمارهٔ ۵۹۶ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم
  4. شمارهٔ ۵۹۷جمال شاهد رحمت فزاید از گنهم
  5. شمارهٔ ۵۹۸بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم
  6. شمارهٔ ۵۹۹دیده را از پرتو روی تو تابی می‌دهم
  7. شمارهٔ ۶۰۰بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام
  8. شمارهٔ ۶۰۱ما رام خویش بهر تو دلدار گشته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.