پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۱

حال خود را خراب می‌بینم

مرغ دل را کباب می‌بینم

تا دَمِ آبِ تیغ او خوردم

بحرها را سراب می‌بینم

مردمی‌های چشم او بگذشت

دگر آنها به خواب می‌بینم

بسکه سرگشته‌ام به یاد رخت

ذرّه را آفتاب می‌بینم

هر سؤالی که داشتم فیّاض

از لب او جواب می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۳من هیچ نمی‌گویم من هیچ نمی‌دانم
  2. شمارهٔ ۵۹۴خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
  3. شمارهٔ ۵۹۵چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم
  4. شمارهٔ ۵۹۶ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم
  5. شمارهٔ ۵۹۷جمال شاهد رحمت فزاید از گنهم
  6. شمارهٔ ۵۹۸بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم
  7. شمارهٔ ۵۹۹دیده را از پرتو روی تو تابی می‌دهم
  8. شمارهٔ ۶۰۰بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.