پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۶

بعد هزار غم اگر عشرتی آرزو کنم

خون جگر فشانم و در گلوی سبو کنم

سوزن خار خار غم آمده در کفم کجاست

رشتة راهِ وعده‌ای تا جگری رفو کنم

روی نگاه با تو و پشت نگاه با رقیب

چند گل نظاره را در چمنت درو کنم!

چون به فریب عشوه‌ای گوشه چشم خم کند

جان هزار وعده را در تن آرزو کنم

بهر طواف کوی او حرمت پاکدامنی

آب گهر فشارم و در گلوی سبو کنم

زهرة آن نگاه کو تا به رخ تو بنگرم

طاقت آن دماغ کو کاین گل تازه بو کنم!

بیهده فیّاض به من قصة خویش سر مکن

من نتوانم این قَدَر گوش به هرزه‌گو کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۸کی به فریب سبزه دل مایلِ کشت میکنم
  2. شمارهٔ ۵۸۹آینه‌ام خیال تو تصویر می‌کنم
  3. شمارهٔ ۵۹۰چون به یاد زلف او زلف غم افشان می‌کنم
  4. شمارهٔ ۵۹۱حال خود را خراب می‌بینم
  5. شمارهٔ ۵۹۲ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ می‌بینم
  6. شمارهٔ ۵۹۳من هیچ نمی‌گویم من هیچ نمی‌دانم
  7. شمارهٔ ۵۹۴خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
  8. شمارهٔ ۵۹۵چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.