پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۹

آینه‌ام خیال تو تصویر می‌کنم

خود را ز سادگی به تو تعبیر می‌کنم

آیینه را ز دست تو بر سنگ می‌زنم

درد دلی به پیش تو تقریر می‌کنم

در مدرس زمانه ز تنزیل عافیت

خاموشی آیه‌ایست که تفسیر می‌کنم

پشت کمان طعنه ز هر جا شود بلند

پهنای سینه را هدف تیر می‌کنم

در چشم خانه بی سر زلف تو روز هجر

نظّاره را زهر مژه زنجیر می‌کنم

ای آسمان بترس که هر شب به ضبط آه

من استخوان برای تو زهگیر می‌کنم

فیّاض جادویی نفسی بین که هر نفس

ملک پری برای تو تسخیر می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۱حال خود را خراب می‌بینم
  2. شمارهٔ ۵۹۲ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ می‌بینم
  3. شمارهٔ ۵۹۳من هیچ نمی‌گویم من هیچ نمی‌دانم
  4. شمارهٔ ۵۹۴خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
  5. شمارهٔ ۵۹۵چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم
  6. شمارهٔ ۵۹۶ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم
  7. شمارهٔ ۵۹۷جمال شاهد رحمت فزاید از گنهم
  8. شمارهٔ ۵۹۸بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.