پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۸

کی به فریب سبزه دل مایلِ کشت میکنم

در چمن خط تو من سیر بهشت میکنم

با سر کویت ار کنم یاد بهشت جاودان

بر در کعبه می‌روم سیر کنشت می‌کنم

آینه‌ام چه می‌کنم دیدن زاهد آرزو!

صورت خوب خویش را بهر چه زشت می‌کنم!

میل رخ نکو بود لازمة سرشت من

کی به نصیحت تو من ترک سرشت می‌کنم

چند چو فیّاض نهم دل به وفای این جهان

ترک علاقه بعد از این زین دو سه خشت می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۰چون به یاد زلف او زلف غم افشان می‌کنم
  2. شمارهٔ ۵۹۱حال خود را خراب می‌بینم
  3. شمارهٔ ۵۹۲ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ می‌بینم
  4. شمارهٔ ۵۹۳من هیچ نمی‌گویم من هیچ نمی‌دانم
  5. شمارهٔ ۵۹۴خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
  6. شمارهٔ ۵۹۵چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم
  7. شمارهٔ ۵۹۶ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم
  8. شمارهٔ ۵۹۷جمال شاهد رحمت فزاید از گنهم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.