پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۷

گاهی کمان ناله به خمیازه زه کنم

گاهی کمند آه گره بر گره کنم

سیرت ندیده، بخت مرا از تو دور کرد

این داغ را به مرهم وصل که به کنم؟

شب تا سحر به یاد سر زلف دلکشت

در گوشه‌ای نشینم و مشق گره کنم

تا عاشقم زمانه مرا دم نمی‌دهد

خود را مگر به بلهوسان مشتبه کنم

فیّاض کی بود که براندازِ شهر خویش

ترک اقامت دو سه درگشته دِه کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۹آینه‌ام خیال تو تصویر می‌کنم
  2. شمارهٔ ۵۹۰چون به یاد زلف او زلف غم افشان می‌کنم
  3. شمارهٔ ۵۹۱حال خود را خراب می‌بینم
  4. شمارهٔ ۵۹۲ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ می‌بینم
  5. شمارهٔ ۵۹۳من هیچ نمی‌گویم من هیچ نمی‌دانم
  6. شمارهٔ ۵۹۴خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
  7. شمارهٔ ۵۹۵چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم
  8. شمارهٔ ۵۹۶ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.