پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۴

خوش آن که دست به دست سبوی می‌باشم

چو دیده باز کنم رو به روی می باشم

چرا خورم غم روزی چو می‌توانم کرد

که زنده تا به قیامت به بوی می‌ باشم

ز قیل و قال حکیمان دلم گرفت کجاست

زبان حال که در گفتگوی می‌ باشم

ضرر نیست مکیدن لب پیالة می

همین بس است که در آرزوی می باشم

ز نام می چو توان نشئه یافتن فیّاض

چه لازم است که در جستجوی می باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۶کس چه داند آنچه من ز آن شوخ رعنا می‌کشم
  2. شمارهٔ ۵۶۷بغل بر هم نمی‌آید ز ذوق آن برو دوشم
  3. شمارهٔ ۵۶۸ز داغ لاله چشم آمد به داغم
  4. شمارهٔ ۵۶۹نه بهر آنکه عالم بر دلم تنگست می‌نالم
  5. شمارهٔ ۵۷۰هزاران منزلم طی گشت و من در اولین گامم
  6. شمارهٔ ۵۷۱ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم
  7. شمارهٔ ۵۷۲ز بس سرگرم شوقم پای کم از سر نمی‌دانم
  8. شمارهٔ ۵۷۳طوطی شکرخایم نیشکر نمی‌دانم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.