پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۲

ز بس سرگرم شوقم پای کم از سر نمی‌دانم

مغیلان بهر راحت بهتر از بستر نمی‌دانم

مسبّب کاردار و گردش ایام اسبابست

رخ آئینه را ممنون خاکستر نمی‌دانم

مرا این رتبه بس در فضل معراج ترقی‌ها

که از خود هیچ کس را در جهان کمتر نمی‌دانم

مرا از بزم او مانع همین تقصیر خدمت بس

چو خجلت بست ره دیوار را از در نمی‌دانم

تو دایم بد نخواهی کر و ناید جز بدی از من

من از دانش همین دانسته‌ام دیگر نمی‌دانم

درین گلشن دمی از جلوة پرواز ننشینم

قفس رم خورده‌ام، آرام بال و پر نمی‌دانم

من آن آشفته روز و روزگارم در جهان فیّاض

که خورشیدی به جز داغ جنون بر سر نمی‌دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۴ز دانش مرا بس، که نام تو دانم
  2. شمارهٔ ۵۷۵جا در دل پاک تو نمودن نتوانم
  3. شمارهٔ ۵۷۶چه افتم که خود آفت‌فزای خویشتنم
  4. شمارهٔ ۵۷۷می‌توانم ای فلک گر دست بر ترکش زنم
  5. شمارهٔ ۵۷۸وقت شد کز ستمت جامة جان چاک زنم
  6. شمارهٔ ۵۷۹ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم
  7. شمارهٔ ۵۸۰کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
  8. شمارهٔ ۵۸۱خواهم ز داغ عشق لباسی به بر کنم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.