پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۴

ز دانش مرا بس، که نام تو دانم

سوادم همین بس که نام تو خوانم

چرا نالم از ضعف، آن قوّتم بس

که آهی به عمری به پایان رسانم

جز آه شرربار حسرت ثمر کو!

نهالی که در عرصة دل نشانم

مراد دو عالم اگر در کف آید

کف خاک نبود که بر سر فشانم

به آن بی‌نشان کوی کس ره نبردست

عبث قاصد اشک را می‌دوانم

به گَرد سواران نخواهم رسیدن

درین دشت گلگون چه بر می‌جهانم

چه پرسی ز من حال فیّاض بیدل

تو دادی به صحرا سرش، من چه دانم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۶چه افتم که خود آفت‌فزای خویشتنم
  2. شمارهٔ ۵۷۷می‌توانم ای فلک گر دست بر ترکش زنم
  3. شمارهٔ ۵۷۸وقت شد کز ستمت جامة جان چاک زنم
  4. شمارهٔ ۵۷۹ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم
  5. شمارهٔ ۵۸۰کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
  6. شمارهٔ ۵۸۱خواهم ز داغ عشق لباسی به بر کنم
  7. شمارهٔ ۵۸۲با تو هر شب لب از آب زندگانی تر کنم
  8. شمارهٔ ۵۸۳تا ابد دیگرش از لعل تو مأیوس کنم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.