پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۵

جا در دل پاک تو نمودن نتوانم

چون گرد بر آن آینه بودن نتوانم

مژگان شکند خار به چشمم شب دوری

گر بخت شوم بی‌تو غنودن نتوانم

بر چهره اگر گرد ملالی ننشیند

رخساره به آیینه نمودن نتوانم

شد خاک سرم در ره بیداد تو ای وای

از خرمن حسن تو ربودن نتوانم

چون کاهربا گشته‌ام، اما پر کاهی

از خرمن حسن تو ربودن نتوانم

ذوق سفرم گرم چنان کرده که دیگر

گر یار کند وعده که بودن، نتوانم

فیّاض اگر صیقف دیدار نباشد

زآیینة دل زنگ زدودن نتوانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۷می‌توانم ای فلک گر دست بر ترکش زنم
  2. شمارهٔ ۵۷۸وقت شد کز ستمت جامة جان چاک زنم
  3. شمارهٔ ۵۷۹ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم
  4. شمارهٔ ۵۸۰کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
  5. شمارهٔ ۵۸۱خواهم ز داغ عشق لباسی به بر کنم
  6. شمارهٔ ۵۸۲با تو هر شب لب از آب زندگانی تر کنم
  7. شمارهٔ ۵۸۳تا ابد دیگرش از لعل تو مأیوس کنم
  8. شمارهٔ ۵۸۴تا به کی پیوسته وصف طرّة پر خم کنم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.