پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۸

ز داغ لاله چشم آمد به داغم

ز بوی گل پریشان شد دماغم

گل امید از بالندگی‌ها

نگنجد تنگ در آغوش باغم

چه خصمی بود بادردم دوا را

که مرهم شد سَبَل در چشم داغم

درین گمگشتگی ترسم که گیرند

ز آواز پر عنقا سراغم

شبم پروانه بلبل بود در بزم

که کرد این روغن گل در چراغم؟

تو دیر آیی و ترسم بادة عمر

نمی‌باقی نماند در ایاغم

چه منت از هما فیّاض کز بخت

به سر بس سایبان پرِّ زاغم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۰هزاران منزلم طی گشت و من در اولین گامم
  2. شمارهٔ ۵۷۱ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم
  3. شمارهٔ ۵۷۲ز بس سرگرم شوقم پای کم از سر نمی‌دانم
  4. شمارهٔ ۵۷۳طوطی شکرخایم نیشکر نمی‌دانم
  5. شمارهٔ ۵۷۴ز دانش مرا بس، که نام تو دانم
  6. شمارهٔ ۵۷۵جا در دل پاک تو نمودن نتوانم
  7. شمارهٔ ۵۷۶چه افتم که خود آفت‌فزای خویشتنم
  8. شمارهٔ ۵۷۷می‌توانم ای فلک گر دست بر ترکش زنم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.